گاهی
وقت ها قهرمانان از غیر منتظر ترین منابع رشد می شکنند. مایکل اوون، مهاجم
سابق لیورپول، به سرعت به یکی از محبوبترین بازیکنان نزد هواداران تبیدل
شد:"ده سال قبل من حتی جرأت نداشتم که رویای حضور در یونایتد را در سر
بپرورانم. من خوشبخت بودم و هیچ احساسی بهتر از گل زدن، بازی را بردن و
شنیدن فریاد زدن اسم شما از زبان طرفدران، نیست..."
_ اول ، آیا از نقش خودت در لباس یونایتد راضی هستی؟
بله، هستم. در ذهنم هیچ موقع تردید نداشتم که اگر آماده باشه و به اندازه کافی بازی کنم
میتوانم گل بزنم.
_شما چگونه میتوانید در چنین تیمی گل نزنید؟
شما با چنان بازیکنان فوقالعاده ای بازی میکنید که نداشتن فرصت برای گلزنی غیر ممکن است.
چهار گل در هفده بازی فقط نیمی از داستان را بازگو میکند. اگر دقایق حضور در زمین را حساب کنی، میبینی که آمار گلزنی خوبی است...
در
مادرید هم همین جریان بود. من از ابتدا وارد بازی نمی شدم، ولی در پایان
کار میزان گلزنی من نسبت به تعداد دقایق حضور در زمینم، از همه بهتر بود.
شما میتوانید هر کدام را که میخواهید در نظر بگیرید. یک گل در یک و نیم
بازی امار خوبی است اما چهار گل در شانزده بازی ، نه. اما همه ان دو حساب
می شوند. در پایان روز، من فقط برای بازی کردن و گل زدن در وقت مناسب،
نگران هستم.
_چطوری با حضور در نیمکت کنار آمده ای؟
من
در تیمی بازی میکنم که همه باید بجنگند ، و زندگی در یک باشگاه برنده را
دوست دارم حتی اگر نتوانم به اندازه دقایقی که میخواهم بازی کنم. الان در
باشگاهی هستم که دارای کیفیت بالایی است ، با بازیکنان برتر تمرین میکنم و
زیر نظر یک مربی بزرگ کار می کنم.به اندزاه خودم در بازی کردن و حضور در
زمین سهم داشته ام، پس شکایتی ندارم.
_ تا حالا سرود "مایکل اوون یک قرمز است" را شنیده ای؟
(می
خندد) فکر نکنم گری نویل از اینکه اهنگش را دزدیده ام خوشحال شود. رو راست
بگویم، ده سال قبل جرأت نمیکردم که رویای حضور در اینجا را ببینم.این یک
سوپرایز عالی است. واقعا خوش اقبال بودم که به اینجا رسیدم و هیچ احساسی
بهتار از بازی کردن، گل زدن، بردن یک مسابقه و شنیدن اسم خودتان از زمبان
تماشاگران نیست.
_گل پیروزی بخش شما در دربی منچستر به شما کمک کرد تا نزد هواداران عزیز شوید....
واقعا
همین است. لحظه خاصی بود. اگر در زمان بازنشستگی هم بخواهم در مورد پنج گل
برترم فکر کنم، قطعا گلم به آرژانتین یا دو گلی که در فینال جام حذفی زدم
به یاد خواهم اورد. اما گلی که در باربر سیتی به ثمر رساندم نیز در بین
این لحظات ناب خواهد بود.
_
بعضی اوقات بهترین راه برای برگشتن از یک شکست، دوباره بازی کردن است. ایا
از اینکه بعداز باخت در برابر چلسی وارد تعطیلات برای بازی های ملی شدید
عصبانی بودید؟
می
توانید از این دید به این موضوع نگاه کنید اما ما ان حس مسخره دوباره بازی
کردن و ثابت کردن خودمان را نداشتم. وقتی در برابر لیورپول باختیم موضع
فرق می کرد، چون در آنفیلد خوب بازی نکردیم. اما در چلسی هیچ راه در زمین
نبود که ما شایسته باخت باشیم. ما از استمفوربریج با سرهای بالا برگشتیم و
از نحوه بازی خودمان بسیار راضی بودیم. میتوانستیم تعداد موضوع مثبت از
عملکردمان در آن روز بیرون بکشیم.
_تنها حس جمعی در بین طرفدارن این است که اختلاف پنج امتیازی در نوامبر اخر دنیا نیست. بازیکنان در این مورد چه حسی دارند؟
بعنوان
کسی که سالها خارج از این تیم بوده، تصوری که از منچستر یونایتد دارم این
است که فقط در کریسمس به بالاترین سطح خود می رسد. از این تیم تعداد زیادی
مسابقه بدون باخت پشت سر هم را به یاد می اورم، وقتی به برنامه مسابقات
نگاه می کنید همان رشته بازی های در ذهن تداعی می شود و ما میخواهیم همان
بازی های بدون باخت را تکرار کنیم. ما فرصت خوبی داریم، با هیچکدام از تیم
های بزرگ بازی نداریم. پس احتیاجی نداریم تا از این اختلاف پنج امتیازی
نگران شویم.
|
+| نوشته شده توسط سامان در چهارشنبه چهارم آذر 1388 ساعت 7:41
|